خرید بک لینک

5314c214e102de7fae62b14b8db01dc4

سی و یکیمن پست "خوشبختی های زرده بالا آورده +ام" را تقدیم میکنم به :

تنها انار دوست داشتنی دنیا

+

برچسب: 310 area code,311,312 area code,31,314 area code,315 area code,317 area code,31 bags,313 area code,318 area code, نویسنده: مانی زارعی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 22:27

حواستان هست پرسیدن اینکه امام حسین(ع) چرا کشته شد هزاران بار مهم تر از پرسیدن این است که امام حسین(ع)چگونه کشته شد!؟

ای کاش صحبت از اهداف بود نه صحبت از بلا و مصیبت.

برچسب: نویسنده: مانی زارعی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 22:27

عاقب یک روزی

صاحب

د

س

ت

ا

ن

ت

شوم!

برچسب: کهکشان,کهیر,که,کهکشان راه شیری,کهربا,کهریزک,کهنمویی,کهگیلویه و بویراحمد,کهکشان نور,کهنوج, نویسنده: مانی زارعی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 14:33

وبلاگ بیشتر از اینکه بچه ی ادم باشد به "لباس مجازی" ادما شباهت دارد. میدانید!؟ ما وبلاگ نویس ها این توانایی را داریم که قسمت های نه چندان محبوب زندگیمان را قیچی کنیم و بقیه را بریزیم توی وبلاگو خود جدیدی بسازیم.... وبلاگ و فضای مجازی و تمام این شبکه های اجتماعی طوریست که هر کدام از ما میتوانیم خود جدیدمان انتخاب کنیم ؛ میتوانیم تمام شرم و حیاهایی را که دستمان را بسته کنار بزنیم و از چیزها و حرف هایی لذت ببریم که توی دنیای واقعی نمیتوانیم ؛ بالاعکس میتوانیم گوشه های سیاه و تاریک زندگیمان را ببریم و از چیزهایی حرف بزنیم و بنویسیم که دوست داریم و خودم

برچسب: نویسنده: مانی زارعی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 14:33

چند وقت بعد از سخنرانی اخوندی که از قم آمده بود آزاده ازم پرسید که واقعا میتواند عاشق آخوندی چشم آبی شود ؟ فکر کردم نمیتواند. فکر کردم چه آخوند باشد و چه غیر اخوند حداقل باید از نظر دین و مذهب و فرهنگ به طرفش نزدیک باشد و بعد عاشق شود، با حودم فکر کردم چه چیز طلبه ی جوان غیر از چشم های ابی و چهارشانه بودن میتواند چشم ازاده را بگیرد؟ خوب ، هیچ گزینه ی دیگری برای دختری با هزار دوست پسر متفاوت وجود نداشت. پرسیدم : (( واقعا کدام قسمت یک آخوند چشمت را گرفته که منتظر اجازه برای عاشق شدنی؟ )) گفت : (( محبت کردنش! گفت احساس میکنم لااقل اخوندها که لباس پیامبران ر

برچسب: نویسنده: مانی زارعی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 17:34

حاج مهدی رسولی هیئت ثارالله زنجان - کلیک ، کلیک

برچسب: نویسنده: مانی زارعی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 17:34

داشتم فکر میکردم حالا که موهایم را ندارم وقتی ناراحت میشوم چه چیزی را محکم بالای سرم ببندم؟ آخ خدا جان واقعا موکوتاه ها چه میکنند؟

برچسب: موهایم را چه رنگی کنم,موهایم را چه مدلی کوتاه کنم,موهایم را چه مدلی بزنم, نویسنده: مانی زارعی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 11:08

داشتم فکر میکردم هیچ کوفتی ندارم که دست راستم را بگیرد و پر ازگرما کند. داشتم فکر میکردم هیچوقت هیچ کوفتی توی زندگی ام نبوده تا با گونه های سرخ شده درباره اش صحبت کنم. داشتم فکر میکردم خیلی وقت است که این دست کوفتی سرد مانده، داشتم فکر میکردم تمام زندگی ام به یک کوفتی نیاز داشته ام که نبوده.دراز کشیده بودم و فکر میکردم هیچ گزینه ای ندارم.داشتم فکر میکردم داستان بنویسم و خودم را بریزم توی شخصیت مذکرم.داشتم فکر میکردم دو حالت بیشتر ندارد یا مرد محبوبم سهوا ریخته روی فرش یا ریخته روی فرش ، اوه امکان دیگرش میتواند این باشد که هنوز پیدا نشده ام ... های من ای

برچسب: نویسنده: مانی زارعی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 18:00

داشتم فکر میکردم هر کدامتان مخصوصا دوست داشتنی ترینتان برایم هر روز یک قلب کامنت کند دستانم عمرا سرد شوند ها!

برچسب: نویسنده: مانی زارعی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 18:00

سرماخوردگی و حساسیت فصلی باهم دیگر جمع شده و مرا تشکیل میدهند. بیشتر شب ها را فس فس میکنم و خرس قهوه ایم را فشار میدهم توی شکمم و کابوس های سریالی ام را دنبال میکنم. به فاصله ی چند شب از هم خودم را زن حامله ای در حال عق زدن و بعد از ان دختری میبینم که به زور قرار است شوهر کند! هر دویِ این ها به علاوه ی سرما خوردگی مزخرف و حال بهم زن است.نمیتوانم برای آینده نه چندان دورم تصمیم بگیرم و همین باعث میشود فکر کنم به هیچ جایی نمیرسم یعنی ته تهش میشوم یکی ازهمان زن هایی که به فاصله ی سه سال بچه پس می اندازندو به واسطه ی پس انداختن هر بچه یکی به تعداد النگوهایشان اض

برچسب: نماز نخوانید,درس نخوانید,لطفا نخوانید, نویسنده: مانی زارعی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 18:06

حد فاصل دبیرستان نمونه دولتی تا دبیرستان غیر انتفاعی یک دیوار آجری و دری قرمز رنگ است. قسمت نه چندان خوبش این است که بیشتر دوستنمان مانده اند آنطرف دیوار و از سوراخ نسبتا بزرگِ در برایمان دست تکان میدهند. محیط مدرسه دوست داشتنیست؛ طوری که حیاط مدرسه بزرگ ، و پر از جدول های آبی- سفید است. یک سمت از حیاط را ساختمان قرمز رنگی با پنجره های آبی رنگ احاطه کرده است که تخت های نه چندان نرم صورتی دارد. درست روبه روی ساختمان خوابگاه محوطه ای پر از کاج و گوجه و خیار وجود دارد که با نیمکت های آبی رنگ و حوض و آبفشانی که هیچوقت کار نمیکند تکمیل میشود. سمت دیگر ساخت

برچسب: نویسنده: مانی زارعی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 0:09

+تنها نتیجه ای که میتوان از دیدن فیلم عروسی گرفت این است که بنده از قسمت اول عروسی یعنی خانه ی داماد و تا اخرین قسمت عروسی یعنی آمدن عاشیق ها و لزگی رقصیدن مهمان ها یک دم سرپا بوده ام. حتی موقع دست زدن پایین تنه ام تکان خورده و در تمام مراحل روز مشغول رقص بوده ام همی! عمه: نگا نگا با همه آهنگا رقصیده! من: نه به جان تو! یادم رفت با تکون بده برقصم :( عمو : دورغ نگو رقصیدی :/ من: نه خیر کی تکون دادم من :( عمو خیز برمیدارد به سمت گوشی سامسونگش وفیلمی از من با بلوز پدرم و شلوارک عمه ام نشان میدهد که دستمال کهنه را در هوا میچرخانم به علاوه ی تکان دادن ، با دهان

برچسب: نویسنده: مانی زارعی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 0:09

برچسب: دست های مردانه ات,چقدر دوست دارم دست های مردانه ات, نویسنده: مانی زارعی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 8:56

صفحه بندی